تبلیغات
انجمن علمی مهندسی صنایع دانشگاه آزاد مسجد سلیمان - نه همین لباس زیباست نشان آدمیت..........


امروز :

***به اولین وبلاگ رسمی انجمن علمی و دانشجویان مهندسی صنایع دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان خوش آمدید **** لطفا پس از مطالعه مطالب ارائه شده در وبلاگ نظر بدهید***اطلاع از اخرین منابع كارشناسی ارشد***دانلود نمونه سوالات امتحانات پایانی اساتید دانشگاه***تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است*** ***


برای دانلود جدید ترین نسخه هر مرورگر روی عکس مربوط کلیک کنید

javahermarket



بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»

منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»

منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

خانم به او گفت: «ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد.. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.»

رییس با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود.».......ادامه مطلب

 

خانم به سرعت توضیح داد: «آه… نه….  نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.»

 رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.»

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟»

شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ “لیلاند استنفورد” بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاه های جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت          نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 

 





طبقه بندی: دانستنیها، 
ارسال توسط . .
تصاویر

 مدیر وبلاگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام یک از اساتید گروه مهندسی صنایع را به عنوان استاد نمونه انتخاب می کنید؟تاریخ شروع 28/دی/89










پیوند های روزانه
زیرمچموعه ها
زیرمچموعه ها

دانلود سریع نرم افزار ها

 

امکانات جانبی

javahermarket

تبلیغات کلیکی و کسب درآمد - بیشترین پورسانت کلیک در بین سایت های تبلیغاتی
About ME!

***تمامی مطالب ارائه شده در این وبلاگ مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد***